مهرادمهراد، تا این لحظه: 13 سال و 23 روز سن داره

مرواریدزندگیمون

تاریخ زایمان

دکترتاریخ7مهررابرای به دنیاامدنت تعیین کردوبالاخره باکلی اتفاقات پنجشنبه 11مهرساعت 16:45باعمل سزارین توکوچولوی خوشگل مامان اومدی توبغلم ...
27 اسفند 1392

خریدسیسمونی

خوشحال بودم ازاینکه وجودت رادروجودم حس میکنم وهرروزبرای آمدنت روزشماری میکردم وبالاخره مامانی رفت که برات سیسمونی بخره 
27 اسفند 1392

بدون عنوان

بعدازاینکه فهمیدم توروباردارم همش ازاین میترسیدم که نکنه اتفاق قبل دوباره برامن تکراربشه ولی همش ویارمن خواب بودوحالی که ازجام بلندبشمونداشتموخلاصه پس ازگذروندن 6ماه دکتربهم گفت نینی شماپسره وازاونجایی که من ناراحت شدم ولی خداروشکرمیکردم.بعدش هم دکتر بهم گفت به دلایلی بایدجراحی رحم بشی وتاآخربارداری استراحت کنی.اره عزیزم من 3ماه تابستان روهم توخونه موندم وبه خاطراینکه توباشی دست ازخوشی هام کشیدم   
27 اسفند 1392

بارداری

سلام کوچولوی مامانی.٢٧بهمن٩١بودکه فهمیدم شماپابه دنیای قشنگ من پا گذاشتی ازشوق زیادی گریه ام گرفت وخیلی خوشحال شدم.همچنین بابات هم خوشحال شد.تاکه ١٦اسفندرفتم پیش دکترم وگفت الان ٧هفته داری
27 اسفند 1392
1